قوه قضاییه، مطابق اصول متعدد قانون اساسی، ملجأ تظلّمخواهی مردم، پاسدار عدالت، تضمینکننده حقوق عامه و ضامن اجرای قانون در برابر هرگونه تبعیض، فساد و سوءجریان امور است. بدیهی است تحقق این مأموریت خطیر، بیش از هر چیز، نیازمند اعتماد عمومی، استقلال عملی، عدالتمحوری و حساسیت ویژه نسبت به حقوق اقشار ضعیف و فاقد قدرت میباشد.
با این حال، آنچه در سالهای اخیر در افکار عمومی و تجربه زیسته بخش قابل توجهی از جامعه مشاهده میشود، گسترش فاصله میان انتظارات قانونی از دستگاه قضایی و واقعیت عملکرد آن در برخی حوزهها است؛ فاصلهای که خود را در اطاله دادرسی، احساس تبعیض در برخورد با پروندهها، ضعف در حمایت مؤثر از حقوق عامه، و عدم توازن میان رسیدگی به تخلفات خرد و مفاسد کلان و سازمانیافته نشان میدهد.
از سوی دیگر، سکوت یا واکنشهای حداقلی در برابر برخی مصادیق آشکار نابرابری، رانت، تبعیض ساختاری و بیعدالتی اداری، این شائبه را در ذهن جامعه تقویت کرده است که عدالت قضایی در عمل، همواره بهصورت یکسان و بیطرفانه اعمال نمیشود؛ امری که اگر اصلاح نگردد، به تضعیف سرمایه اجتماعی نظام عدالت و کاهش اعتماد عمومی به قوه قضاییه خواهد انجامید.
بدیهی است که استقلال قوه قضاییه صرفاً در اعلام مواضع خلاصه نمیشود، بلکه در نحوه ورود شفاف، قاطع و بدون ملاحظه به پروندههای حساس، برخورد بیتبعیض با صاحبان قدرت و ثروت، و حمایت عملی از حقوق شهروندان عادی معنا پیدا میکند. انتظار جامعه آن است که دستگاه قضا، نهتنها در گفتار، بلکه در عمل، خود را در برابر قانون پاسخگو بداند و هیچگونه مصونیت نانوشتهای برای هیچ مقام یا نهادی قائل نباشد.
همچنین شایسته است قوه قضاییه، بهعنوان نهاد ناظر بر اجرای عدالت، نسبت به پیامدهای اجتماعی تصمیمات، رویهها و حتی بیتصمیمیها نیز حساس باشد؛ چراکه استمرار احساس بیعدالتی، بیش از هر تهدید خارجی، بنیان نظم حقوقی و اعتماد عمومی را فرسوده میسازد.
امید است در دوره مسئولیت جنابعالی، با بازنگری جدی در اولویتها، شفافسازی عملکرد، تقویت نظارت درونسازمانی، و برخورد قاطع و علنی با هرگونه تبعیض و فساد، فارغ از جایگاه اشخاص، شاهد احیای جایگاه واقعی قوه قضاییه بهعنوان پناهگاه عدالت و حقوق مردم باشیم؛ امری که نهتنها مطالبهای عمومی، بلکه ضرورتی بنیادین برای ثبات، مشروعیت و کارآمدی نظام حقوقی کشور است