مملکت تا اول هفته آینده رسماً تعطیل شد؛ تعطیلیهایی آنقدر گسترده که حتی فیروزکوه هم از فهرست مستثنیها حذف شد. جادههای شمال پیش از اعلام رسمی، زیر بار ترافیک خوابید و حالا خبر میرسد شاید بهدلیل نبود امکانات، ورود به این استانها هم محدود شود. موج تعطیلیهای پیدرپی چنان بالا گرفته که در کوچهوبازار میگویند: «زمانی کارگر اعتصاب میکرد تا دولت به حرکت بیفتد، امروز دولت اعتصاب کرده تا مردم از پا بیفتند.»
در حالیکه مردم برای یک لقمه نان باید بدوند، واژههایی چون تولید، بهرهوری، درآمد سرانه و ارزش پول ملی در این سرزمین غریب شدهاند؛ آنهم جایی که طبق آمار رسمی، هر ایرانی در ۱۳ سال گذشته ۲۰ درصد فقیرتر شده است. وعدههای صوری درباره «رکوردهای تولید» هم دیگر رنگی ندارد.
با اینهمه بحران—از ناترازی برق و گاز تا آلودگی هوا—سؤال سادهای در ذهن مردم میچرخد: این زندگی است یا نسخهای آزمایشی از تحملسنجی؟ کشوری با هزار مسئله داخلی چگونه میتواند بار ورود میلیونی اتباع را هم بر دوش بکشد، آنهم با هزینههای چندمیلیارددلاری که خود مسئولان اعلام میکنند؟
شگفتآورتر، پرسش رئیسجمهوری درباره گمشدن روزانه ۲۰ میلیون لیتر سوخت است؛ پرسشی که نشان میدهد ریشه فساد تا چه اندازه در تار و پود مدیریت نفوذ کرده است. امروز فساد فقط یک تخلف اداری نیست؛ متاستازی است که به همه ارکان کشور رسیده و سرمایه اجتماعی را میبلعد.
مردم با فشار اقتصادی سر میکنند، اما در مقابل میبینند که از یکسو سارقان خرد امنیتشان را میبرند و از سوی دیگر، زورگیران بزرگ در هیبت مدیر و تاجر و مسئول، دارایی این سرزمین را. سالهاست جامعه زیر بار خشونت اقتصادی و مدیریتی فرسوده شده و ارادهای جدی برای خشکاندن ریشه رانت و اختلاس دیده نمیشود.
هیچ حکومتی بدون سرمایه اجتماعی دوام نمیآورد؛ اما سرمایه اجتماعی وقتی میریزد که مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود و زندگیشان در برابر چشم کسانی که باید پاسخگو باشند، روزبهروز کوچکتر و بیارزشتر میشود.
سلام
ایام به کام
دعوت می کنم یادداشت ها یا نقل قول هایی از مطالبتان را در شبکه اجتماعی ویترین هم منتشر کنید
https://cafebazaar.ir/app/ir.vitrin.app
اکنون نام کاربریتان ازاد است
با سپاس