جریانسازی رسانهای یکی از مهمترین و در عین حال حساسترین کارکردهای رسانههاست؛ فرآیندی که میتواند آگاهیبخش و سازنده باشد یا به انحراف افکار عمومی بینجامد. رسانهها با ابزارهایی چون بزرگنمایی، انتخاب و برجستهسازی اخبار، چارچوببندی پیامها و زمانبندی انتشار، قادرند نگرشها و رفتارهای اجتماعی را شکل دهند یا تغییر دهند. تجربههای تاریخی نشان میدهد که این توان رسانهای الزاماً ماهیتی منفی ندارد و میتواند در خدمت منافع عمومی به کار گرفته شود. در سالهای جنگ تحمیلی هشتساله، کشور با محدودیتهای شدید لجستیکی و اقتصادی روبهرو بود و رسانهها ناگزیر نقشی فراتر از اطلاعرسانی صرف ایفا میکردند. در مقطعی که ذخایر گوشت قرمز محدود بود، با یک برنامهریزی دقیق خبری و مشارکت رسانههای مختلف، جریان اطلاعرسانی هدفمندی شکل گرفت تا الگوی مصرف جامعه به سمت مرغ و ماهی هدایت شود. این اقدام نه با دروغ و فریب، بلکه با تکیه بر واقعیتهای علمی و نظر متخصصان تغذیه انجام شد. مخاطب در این فرآیند موجودی منفعل فرض نشد، بلکه آگاه، فهیم و توانمند در انتخاب دانسته شد. نتیجه این جریانسازی مسئولانه، کاهش فشار بر بازار و ارتقای نسبی سلامت تغذیهای جامعه بود. این تجربه نشان میدهد که مرز میان جریانسازی اخلاقی و غیراخلاقی، صداقت، هدفمندی و احترام به شعور مخاطب است. برای همکاران جوان رسانهای، بازخوانی چنین تجربههایی میتواند یادآور این حقیقت باشد که قدرت رسانه، اگر با تعهد حرفهای همراه شود، میتواند به جای آسیب، به حل مسئله و خدمت به جامعه بینجامد.