روحانیت بیسواد
روحانیتی که پشتوانۀ علمی ندارد، در بزنگاههای فکری زمانه نهتنها نقش راهبر ندارد، بلکه خود به بخشی از آشوب ذهنی جامعه تبدیل میشود. مناظرۀ اخیر میان سلیمانی اردستانی و حامد کاشانی نمونهای روشن است؛ جایی که کمدقتی علمی و فقدان تسلط بر مبانی تاریخی، موجی از التهاب، رنجش و واکنشهای عصبی را در میان جامعه مذهبی ایجاد کرد. روحانیِ بیسواد، چون ابزار استدلال ندارد، ناگزیر به جنجال، بزرگنمایی یا برچسبزنی پناه میبرد و این همان مسیری است که دین را از عقلانیت تهی میکند. در چنین موقعیتهایی باید به یاد آورد سخن عمیق شهید بهشتی را که در اوج خشم عمومی گفت: «از پلّکان حرام نمیشود به بام سعادت رسید.» این جمله فقط یک نهی فقهی نبود؛ یک روشنگری بود. او هشدار داد که اگر زبان هدایت آلوده شود، نتیجهاش سقوط اخلاق و بیاعتمادی است، نه پیروزی حق.
امروز نیز وقتی روحانیت بدون دانش وارد عرصۀ مناظره و تحلیل میشود، نتیجه دقیقاً همان است: آشفتگی، تنش و انحراف افکار عمومی. منبر و رسانه وقتی از سواد خالی شود، با روایتهای نادرست، تحلیلهای کممایه و قطعیتهای خطرناک پر میشود. این روند نه به سود دین است و نه جامعه؛ زیرا چهرۀ روحانیت عالم و مسئول را هم در سایه سوءظن فرو میبرد. درس بهشتی این است که حتی در میدان نزاع فکری باید بر حقیقت، دقت و اخلاق ایستاد. امروز بیش از هر زمان روشن است که پالایش حوزهها از بیسوادی و بازگشت به منطق، امانتداری علمی و وقار گفتار، تنها راه حفظ اعتبار دین و گفتگوست